السيد الطباطبائي
24
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
كليات قوانين عملى در آيات بسيارى كه نيازى به نقل آنها نيست ذكر شده است . بيان ديگر تفضيلى : با تأمل در چند مقدمه زيرين مىتوان معناى واقعى اشتمال قرآن مجيد به برنامه زندگى بشر را دريافت : 1 . انسان در زندگى خود هرگز هدفى جز سعادت و خوشبختى و كامروايى خود ندارد ( خوشبختى و سعادت شكلى است از زندگى كه انسان آرزوى آن را داشته شيفته آن است مانند آزادى و رفاهيت و وسعت معاش و جز آنها . ) و چنانچه گاهى افرادى را مىبينيم كه از خوشبختى و سعادت خود روگردان مىباشند مانند كسى كه با انتحار به زندگى خود خاتمه مىدهد يا از مزاياى زندگى اعراض مىكند اگر درحال روحىشان دقيق شويم خواهيم ديد كه به واسطهء عوامل ويژهاى سعادت زندگى را در آنچه تعقيب مىكنند مىدانند ؛ مثلًا كسى كه خودكشى مىكند در اثر حمله و هجوم ناملايمات ، راحتى خود را در مرگ مىبيند و مثلًا كسى كه به زهد و رياضت پرداخته لذايذ مادى را بر خود تحريم مىكند سعادت را در شيوهاى كه پيش گرفته مىداند . پس فعاليت زندگى انسان پيوسته براى دست يافتن به سعادت و پيروزى در آن راه مىباشد خواه در تشخيص سعادت واقعى خود مصيب باشد يا مخطى . 2 . فعاليت زندگى انسان هرگز بدون برنامه صورت نمىگيرد . مسألهاى است بديهى و اگر احياناً خفا پيدا مىكند از كثرت وضوح است ، زيرا در يك طرف انسان با خواست و اراده خود كار مىكند و در نتيجه تا كارى را به سبب شرايط موجوده « كردنى » تشخيص ندهد به انجام دادن آن اقدام نمىكند ؛ يعنى كار را به دنبال دستور علمى درونى انجام مىدهد و از طرف ديگر كارهايى را كه انجام مىدهد براى « خود » يعنى براى رفع حوايجى كه درك مىكند به وجود مىآورد و در نتيجه ميان اعمال و افعال وى ارتباطى است مستقيم .